بسم الله الرحمن الرحیم
پس با این حساب تو اگر بگویی : این نو شته ها را قلم نوشته ؛ درست گفته ای و اگر بگویی دست نوشته ، درست گفته ای و اگر بگویی شخص نوشته درست گفته ای و اگر هم بگویی روح نوشته درست گفته ای و اگر هم بگویی خدا نوشته درست گفته ای .
پس نه من و نه قلم و دست و زبان من ، بلکه اوست که " هوالمتکلم " است و با شما سخن می گوید و این مطالب را به شما منتقل می کند .
اگر دست من توسط شخص من حرکت می کند و شخص من توسط روح و جان من ( امام جان ) ، حرکت میکند
پس نوشتار را خدا به روح که امام جان است ؛ تعلیم می دهد و امام (ع) آن را به جان ما می ریزد و بعد ما با
تفکر آن را از جان بیرون می کشیم و نوشته ها به وسیله ی دست و با ابزار قلم بر کاغذ نقش می بندند . پس در
حقیقت اوست که " هوالمتکلم " است و تو تکلّم می کنی و اوست که " هوالسمیع " است و به تو می شنواند .
حال با چنین وصفی تو چگونه می توانی ؛ چنین خدایی را سپاس و شکر بگویی که کوچکترین حرکت تو از اوست ( با واسطه گری ولی نعمتش )که شما را از عالم معنا ارتزاق می کند و روزی می دهد .
در جامعه ی کبیره خطاب به ائمه ی اطهار (علیهم السلام ) است که : " السلام علیکم یا اهل بیت النبوّه
و..............واولیاءالنعم و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و.............."
لطفا به مفاتیح الجنان مراجعه کنید و حداقل معانی جامعه را بخوانید ؛ شاید گوشه ای از معارف برایتان باز شود و زبان شکر در شما جاری شود و اولیاء النعم و ولی نعمت او را شکر گویید چون در جامعه است که
" و قرن طاعتکم بطاعته ..." و قرین کرد طاعت شما را به طاعت خودش "
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















